غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

647

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

هرچه در وقت رفتن از ايلچيان گرفته بدفتر برده بودند بىزياده و نقصان بديشان رسانيدند و در آن شهر ايلچيان ميرزا ابراهيم و سلطان و ميرزا رستم كه از شيراز و اصفهان متوجه خان باليق بودند بشاديخواجه و رفيقان دوچار خوردند و راه را بغايت ناامن نشان دادند بنابرآن ايشان مدتى در سكجو ماندند و منتصف محرم سنهء خمس و عشرين و ثمانمائه از سكجو روان شده و عمرانات و بيابانها پيموده بيست و يكم جمادى الاولى بقصبهء اندكان رسيدند و از آن مرحله ايلچيان ميرزا الغ بيك راه سمرقند پيش گرفته ساير ايلچيان به طرف خراسان روانشدند و از آب‌آمويه گذشته غرهء رمضان ببلخ رسيدند و از آنجا بصوب هراة خراميده در پانزدهم همان ما تقبيتل قوايم سرير ميرزا شاهرخ استسعاد يافتند و احوال را برنج مسطور بعرض رسانيدند . طمغاچ از جملهء بلاد تركست گويند كه خاصيت آن سرزمين آنست كه هرچند با نسوان صحبت دارند بكارت ايشان معاودت نمايد و در بعضى از نسخ به نظر درآمده كه در آن بلده دو چشمهء آبست يكى شيرين و ديگرى شور و آب اين دو چشمه در يك غدير جمع مىشود اما با يكديگر نمىآميزد چنانچه دو جوى از آن غدير جريان مييابد كه آب يكى شور است و از ديگرى شيرين كشمير چنانچه اشرف الفضلا مولانا شرف الدين على اليزدى در ظفرنامه مرقوم خامه مشكين شمامه گردانيده‌اند كشمير ولايتى است در وسط اقليم چهارم و عرصهء آن ملك طولانى افتاده و از جمع جوانب محفوفست بجبال بلند كوه جنوبيش بجانب دهلى و بعضى ديگر از بلاد هند اتصال دارد و كوه شمالى به طرف بدخشان و مواضع خراسان و جبل غربيش پيوسته بمنازليست كه محل توطن اقوام اوغان مىباشد و شرقيش منتهى مىشود بمبادى اراضى ولايت تبت و مساحت طول آن عرصه آنچه هموار است از حد شرقى تا جانب غربى نزديك بچهل فرسخست و عرض آن از جانب جنوبى تا حد شمالى بيست فرسخ و در نفس آندشت هموار كه در ميان كوهسار وقوع يافته ده هزار قريه معمور است مشحون بچشمه‌هاى آب عذوبت‌مآب و مرغزارهاى نضارت اياب و زبان‌زده عامهء خلايق آنديار آنكه در تمامى آنولايت از كوهستان و هامون صد هزار قريهء مزروع است و از امارت جودت آب‌وهواى كشمير آنكه حسن رخسار و لطف شمايل خوبان آنجائى در السنه و افواه ناظمان مناظم و انائى مثل گشته و در آن معنى بر زبان بلاغت بيان بعضى از شعراء سخن‌آرا اين رباعى گذشته رباعى شاه همه دلبران كشمير توئى * خرم دل آن سپاه كشمير توئى آن حور كه روح را سزدكش گويند * كاندر كف پاى نازكش مير توئى و در كوه و دشت كشمير انواع اشجار ميوه‌دار است و اثمارش بغايت خوب و سازگار و اگرچه بسبب سردى هوا در آن ولايت ميوه‌هاى گرمسيرى مثل نارنج و ليمو و خرما حاصل نميشود و ليكن از